این سر برای شکستن درد می کند
بزنید
من هم برای زدن حرف هایی دارم
(مهرداد فلاح)
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد !! کوتاه نوشته هایی از یک کوه نورد
پستههای ِ دهان باز ِ ایران را صادر میکنند
آدمهای ِ دهان بازش را میکشندنصیب ِ ما
پسته و آدم ِ دهان بسته است
<<از حوادث سرزمین من>>
......هنوز آسمان از انعكاس هلهه ي ستايش ما
كه بي ادعا تركسانيم
سنگين است
اين اتشبازي بي دريغ
چراغان حرمت كيست ؟
ليكن خداي را
با من بگو كجاشد آن قصر پر نگار به آئين
كه كنون مرا
زندان زنده بيزاري است
هر صبح و شام ام
در ويرانه هايش
به رگبار نفرت مي بندند
كجايي تو
كه ام من
و جغرافياي ما كجاست!