تو دل پر محبتت یه کوچه ای راهه کاکو
که پر از اقاقیه.
(با لهجه شیرازی بخوانید)
برای محمد رضای عزیز که دلتنگشم.
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد !! کوتاه نوشته هایی از یک کوه نورد
تو دل پر محبتت یه کوچه ای راهه کاکو
که پر از اقاقیه.
(با لهجه شیرازی بخوانید)
برای محمد رضای عزیز که دلتنگشم.
باغ ما پرچین داره میوه ی شیرین داره
گل و چشمه و آهو لاله و نسرین داره
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
پرچینش صد رنگه ابرش هزارون رنگه
هم بارون نم نمش هم طوفانش قشنگه
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
پر از سرو بلنده یال اسبش کمنده
هشتی داره باغ ما ایوونش دماونده
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
باغ ما گلشن داره سایه و روشن داره
خار سنگ البرزش صد جور آویشن داره
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
یه گلش برف و بارون یه گلش آتیش بارون
کویرش خار و شوره س گیلانش شالی کارون
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
باغ ما قصه داره درخت پسته داره
روشاخ پسته اش مرغی بال شکسته داره
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
چمن زارش چین چینه پر از خال و نگینه
رو هر نگین و خالش یه شاپرک می شینه
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
باغ ما کلون داره نگین و نشون داره
دروازه اش بازه اما شیر نگهبون داره
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
مهرگان و نوروزش بی رنگ و کم سو نشن
پلنگای شاهنومش بزهای ترسو نشن
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
باغ ما شبنم داره برگ گلش خم داره
شمشیرش تن فولاد دل ابریشم داره
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
مردمش بی دل نشن گمنام و بی گل نشن
خوشه های شیرینش بوته ی فلفل نشن
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
گنجشک این باغم من پلنگ این باغم من
شوره زاره یا گلزار عاشق این باغم من
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
تو طلا و خشتم آتیشزار و بهشتم
رو سینه ی دروازت با خنجرم نوشتم:
فلفل نبین چه ریزه
بشکن ببین چه تیزه
برای ایران نازنینم
ایران عزیز تر از جانم که این روزها غمگین می سراید ترانه ی سایه را
بهار آمد ولی از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو همسفر نیست؟
امیدوارم، ... راستش را بخواهی از درخشش امید لبریزم و از نجوای دنباله ی ترانه ی سایه
مبین کین شاخه ی بشکسته خشک است
چو فردا بنگری پر بید مشک است
با یاد ثمین باغچه بان بزرگ و کاست رنگین کمان
دل و جانتان بهاری