تبليغاتX
خانه باد

خانه باد

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد !! کوتاه نوشته هایی از یک کوه نورد

Image and video hosting by TinyPic

 از اون روزی که ماه تو نتابید

پلنگ شعر من روزش سیاهه

(یادبودی از روزهای دور و نزدیک گذشته)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 15:33  توسط حمید رضا  | 

 

حرف دیروز و امروز نیست

ثانیه هایم شده پر از خیال رهایی

رهایی از این همه گیر و دار

از این چراغ ها و آدم های هزار رنگ

خیال رها شدن و تنگ در آغوش کشیدن درخت و پرنده و سبزه و آبشار

بابا بسکی (دکتر بسکی) رو می دیدم چند شب پیش توی یه برنامه از شبکه دو به

شجاعت و شهامت و رهایی این پیر مرد هشتاد ساله غبطه خوردم

یه روزی شکسته این حصار شهر نشینی رو

شکسته و رسته از این همه هیاهو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت 11:20  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic

 در میان تاریکی شمعی بیفروز

تا دیگران فکر کنند که تو هم خورشیدی داری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/09ساعت 12:53  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic

زمان خوشدلی دریاب و دریاب

که دایم در صدف گوهر نباشد

(حافظ شیرازی)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 13:17  توسط حمید رضا  | 

شاد زی با سياه چشمان شـــــــاد
که جهان نيست جز فســـــانه و باد

زآمده تنــــــگ دل نبايد بـــــــــــود
وز گذشتـــــه نکرد بايـــــــــــد ياد

من و آن جعـــــــد موی غاليـــه بوی
من و آن مــــــاه روی حور نـــــژاد

نيک بخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آن که او نه خورد و نه داد

باد و ابر است اين جهان افســــوس
باده پيش آر هرچــــــــه بــــــاداباد

(رودکی)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/02ساعت 11:11  توسط حمید رضا  |