تو به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند
شبی از شب ها به من گفتی شب باش
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود
به امیدی که تو فانوس شب من باشی
های کجایی شب ستاره بارون
شب زیبا



