تبليغاتX
خانه باد

خانه باد

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد !! کوتاه نوشته هایی از یک کوه نورد

 

مصلحت دید من آن است که یاران همه کار

بگذارند و پی طره یاری گیرند (حافظ)

 

کاش می شد مثل حافظ دل به باد سپرد و اینگونه

رها، رها، رها بود 

شاید ما زیادتر از اونچه که باید دچار زندگی شدیم

شاید هم

حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می نوشت

طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 13:38  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic 

سجده کوهنورد ایرانی

بر خاک شاه کوه ها فرخنده باد

کاظم فریدیان بر فراز شاه کوه ها (چوگوری K2)

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 23:6  توسط حمید رضا 

Image and video hosting by TinyPic 

...

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را دز سینه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می شنوم

می بینم.(فریدون مشیری)

 

چه زیباست رقص گلها در باد

و چه اندازه من دلم هوای رقص شادمانه نسیم را کرده ...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/30ساعت 20:31  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic

 آسمان همچو صفحه دل من

روشن از جلوه های مهتاب است

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوش تر از خواب است...

امروز یه جورایی برای من روز دماوند بود  

خواسته و نخواسته اسم زیباش تکرار می شد

دلم براش پر می زنه

وقتی اونجا هستی فرقی نمی کنه که شب باشه یا روز

همیشه یه زمزمه جاودیی توی گوشت هست

یاد اون شبی افتادم که پناهگاه سیمرغ رو گم کردیم

یاد شیرین که پر زد و رفت...

یاد کاکل قله و ابرایی که از راههای دور میان واسه طواف

یاد بغض غریبی که تو خلوت روی قله ترکید و

یاد اشکهای شوقی که ریختم

یاد دماوند همیشه جاویدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت 22:39  توسط حمید رضا  | 

 

Image and video hosting by TinyPic  

 یادش بخیر

تابستون های بچگی بود و هزار تا خیال رنگی

خیال اینکه خونه درختی بسازم و از شاخه های درخت سیب ستاره بچینم

اما تابستون که می یومد مثل همه تابستونها از خروسخون تا ستاره بارون

توی اون ظل گرما به رکابهای دوچرخه پا می زدم و

دنبال یه توپ پلاستیکی می دویدم

عصر ها از دیوار حیاط خونه بالا می رفتیم و

از درخت خونه همسایه توت دزدی می کردیم

یادش بخیر

همه لذت ها و شادی های کودکانه یه طرف و خونه دایی یه طرف

دایی اون موقع ها توی ده حسن آباد معلم بود

همه که از دستم ذله می شدن منو راهی حسن آباد می کردن

تا برم ییلاق

 Image and video hosting by TinyPic 

شب ها توی پشه بند بخوابم و سحر از صدای زنگوله کهره های گله مش قربون بیدار بشم

تو آب چشمه شنا کنم و تا سرحد جنون تاب بازی کنم

تنها منظره ای که میتونست اون پسر بچه شیطون رو برای چند لحظه هم که شده

میخکوب کنه منظره اون کوه بلند بود که داشت با ابرها روبوسی می کرد

اون روزهای رنگی و اون خیال های رنگی

یادش بخیر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/24ساعت 11:26  توسط حمید رضا  | 

 

می و میخواره مست و میکشان مست

زمین مست و زمان مست آسمان مست

تا زدم یک جرعه می از چشم مستت

تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت

شد زمین مست آسمان مست

بلبلان نغمه خوان مست

 باغ مست و باغبان مست....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 20:21  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic 

چه بسیارند کوه ها و چه اندازه وقت تنگ است

کی روی ، ره زکه پرسی ، چه کنی چون باشی؟

 خیلی وقته که کوه نرفتم ولی حتی فکر کردن

به اینکه دوباره میتونم اونجا باشم هم زیباست.

 

دردست گلی دارم، اینبار که می آیم

کان را به تو بسپارم، اینبار که می آیم

خواهم اگرم سنجی،می سنج که جز مهرت

از هرچه سبکبارم، اینبار که می آیم

دیروز بهل جانا! باتو همه از فردا

یک سینه سخن دارم، اینبار که می آیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/17ساعت 14:47  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic

 اي عشق همه بهانه از توست

من خامشم اين ترانه از توست

آن بانگ بلند صبحگاهي

وين زمزمه شبانه از توست...

اي آتش جان پاكبازان

در خرمن دل زبانه از توست

كشتي مرا چه بيم دريا

توفان ز تو و كرانه از توست

مي را چه اثر به پيش چشمت

كين مستي شادمانه از توست...

(هوشنگ ابتهاج (سایه))

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/17ساعت 14:5  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic  

 آواز داد اختر : بس روشن است امشب

گفتم ستارگان را مه با من است امشب

امشب شراب وصلت بر خاص و عام ریزم

شادی آنکه ماهت بر روزن است امشب

(مولانا)

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/15ساعت 22:58  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic

یه شب مهتاب

ماه میاد تو خواب

منو می بره ته اون دره

اونجا که شبا یکه و تنها

تک درخت بید

شاد و پر امید

میکنه به ناز دستشو دراز

که یه ستاره بچیکه مثل یه چیکه بارون

به جای میوه اش سر یه شاخه اش بشه آویزون

(شاملو)

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/15ساعت 14:18  توسط حمید رضا  | 

بگذارید تا نغمه ای دیگر ساز کنیم

                     طرب افزا تر و به سامان تر

نغمه شادی

شادی ای زیبا اخگران خدایان

ای دخت حریم قدسیان

مدهوش از آذرخش تو ره می یابیم

به بارگاه اهورایی تو ای بارقه افلاکی

سحر و جادوی تو بر می بندد

                   آنچه را گردش ایام زهم بگسسته

(فرهاد مهراد)

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/15ساعت 11:17  توسط حمید رضا  | 

Image and video hosting by TinyPic

 کمتر از ذره نه ای پست مشو مهر بورز

تا به منزلگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری

شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

(حافظ)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/14ساعت 0:41  توسط حمید رضا  |