صوفیيی گفت: من شکم را سه قسم کنم. ثلثی برای نان، ثلثی برای آب، ثلثی برای نفس.
آن صوفی ديگر گفت: من شکم پر نان کنم. آب لطيف است و جای خود باز کند.
ماند نفس. خواهد برآيد، خواهد برنيايد.
(شمس تبریزی)
این مردان سخن به رمز می گویند یعنی که تو دل پر محبت کن
وحی لطیف است جای خود باز کند
ماند جان اگر بایدش باشد و اگر نباید نباشد
به سرش زده باد
نگاهش کنید!
چگونه میان درخت ها می دود
سرش را به پنجره ها می کوبد
به سرش زده باد
دستش را
به دهان گنجشک ها گذاشته نمی گذارد سخنی بگویند
آب حوضچه را به هم می ریزد
فرصت نمی دهد که گلویش را ماه تر کند
به سرش زده این برهنه گرما زده....
گفته بودم طوری بیایی که بوی تو را باد نشنود!
دیوانه شده این پسر
پیرهنت را به دهان گرفته کجا می برد!
(شمس لنگرودی)




